Talk to Sales

Benchmarks

View scores and output across OCR models spanning many document categories.

Want to run these evals on your own documents?

Talk to Sales
Page 1

مینکا متقی

Downloaded from unmf.umsu.ac.ir at 22:09 +04:30 on Sunday August 30th 2020

بهداشتی درمانی شهر کاشان و ارایه آزمون افسردگی بک به همکاران مربوطه، از آنها خواسته شد تا به کلیه مادرانی که شرایط ورود به این مطالعه را دارند آزمون بک را ارایه کرده و افرادی را که افسردگی خفیف دارند انتخاب و به صورت تصادفی و یک در میان در دو گروه ۱ و ۲ قرار دهند. به گروه ۱ در مورد انجام ورزشهای بعد از زایمان آموزش داده و هر هفته از طریق تلفن اجرای تمرینها را پیگیری کرده و در صورت عدم ادامه ورزش، از مطالعه حذف میشدند، همچنین یک جزوه آموزشی در مورد ورزشهای بعد از زایمان نیز در اختیار این گروه قرار میگرفت، ولی به گروه دوم هیچ آموزش یا جزوه آموزشی در این زمینه ارایه نشد. بعد از اتمام هفته ششم بعد از زایمان و همزمان با مراقبتهای معمول، مجدداً ابزار بک به هر دو گروه ارایه شد و میزان افسردگی در دو گروه تعیین شد. در ضمن پژوهشگر از اینکه کدام گروه ورزش کردهاند، اطلاع نداشت و لازم به ذکر است که در گروههای سنی مختلف تعداد نمونه یکسانی در هر دو گروه انتخاب شد تا اثر سن به عنوان مداخله گر کنترل شود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روشهای آماری توصیفی و آزمون t استفاده شد.

یافتهها

یافتههای حاصل از این پژوهش نشان داد که از میان مادرانی که از افسردگی خفیف بعد از زایمان رنج میبرند، ۶۰ درصد در گروه سنی ۲۰ تا ۳۰ سال بودند. ۵۵ درصد خانه دار، ۴۴ درصد دارای تحصیلات دیپلم و زیر دیپلم، ۵۲ درصد دارای تحصیلات دانشگاهی بودند. ۶۶ درصد سابقه دو بار زایمان داشتند (جدول شماره ۱) شش هفته بعد از زایمان ۷۱ درصد از گروه تجربی در مقابل ۴۲ درصد از گروه مقایسه بهبود یافته بودند، ۸ درصد از گروه تجربی در مقابل ۱۹ درصد از گروه مقایسه به مشورت با روان پزشک نیاز داشتند یعنی بیماریشان تشدید یافته بود. آزمون t اختلاف آماری معنی داری در دو گروه نشان داد و به عبارتی دیگر ورزش در بهبود افسردگی خفیف بعد از زایمان تأثیر مثبت داشته است ( p < 0.05 ) (جدول شماره ۲).

در تحلیل انجام شده با آزمون مجذور خی بین متغیرهای متعددی مثل سن مادر، تحصیلات مادر و تعداد زایمان، ارتباط معنی دار مشاهده گردید. افسردگی خفیف در گروه سنی زیر ۲۰ سال تفاوت معنی دار با سایر گروههای سنی دارد. همین طور افسردگی در مادران با تحصیلات دیپلم و زیر دیپلم و دارای ۴ فرزند تفاوت معنی دار با سایر گروهها نشان داد. هم چنین در این مطالعه متغیرهای دیگری مثل خواسته یا ناخواسته بودن حاملگی، سابقهی قبلی مرگ نوزاد، شغل مادر، سابقهی سقط و نوع تغذیه نوزاد، ارتباط معنی داری مشاهده نشد (جدول شماره ۳).

اگرچه دارو درمانی و انواع درمانهای شناختی در مورد اختلالات افسردگی اساسی، موثر واقع شده است ولی در مورد سطوح پایینتر این اختلال، کمتر موثر بوده است (۱۶). همچنین این درمانها وقتگیر، گران و دارای عوارض جانبی هستند (۱۸،۱۷). بنابراین نیاز به توسعه درمانهای غیر دارویی در سطوح مختلف این اختلال ضروری به نظر میرسد. امروزه ورزش و فعالیت جسمی به عنوان یک روش درمانی، بسیار مورد توجه قرار گرفته است (۱۹). در پژوهشی مشابه در شهر اردبیل بر تأثیر ورزش در بهبود افسردگی مادران تاکید شده است (۲۰). نتز و همکاران در تحقیقات خود به مقایسه فعالیتهای جسمانی و غیر جسمانی بر ابعاد مختلف سلامتی و خلق افراد پرداختند. آنها اظهار کردند که افراد شرکت کننده در فعالیتهای جسمانی پیشرفت بهتری در موارد مربوط به سلامتی و خلق نشان میدهند (۲۱). بنابراین، از آنجایی که یکی از اقدامات موثر در جهت کاهش اثرات سوء ناشی از افسردگی پس از زایمان بر روابط مادر و نوزاد و پیشگیری از ایجاد اختلال در روابط با همسر و خانواده تمرینات ورزشی است، به نظر رسید ضروری است که تأثیر ورزش بر افسردگی پس از زایمان در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی کاشان مورد بررسی قرار گیرد.

مواد و روشها

این پژوهش یک کارآزمایی دوسو کور میباشد. همکاران مستقر در مراکز بهداشتی درمانی از تقسیم نمونه به ۲ گروه ۲۵ نفری مورد (ورزشی) و شاهد (غیر ورزشی) آگاهی نداشتند و پیگیری انجام یا عدم انجام ورزش توسط پژوهشگر صورت گرفت. آزمودنیهای گروه ورزشی از وجود گروه غیر ورزشی اطلاعی نداشتند. به طریق مشابه آزمودنیهای گروه غیر ورزشی نیز از وجود گروه ورزشی آگاهی نداشتند. همکاران پژوهشگر هنگام ارایه مجدد ابزار بک پس از انجام مطالعه از ۲ گروه بودن آزمودنیها و انجام و عدم انجام ورزش توسط نمونهها آگاهی نداشتند. جمعیت مورد مطالعه کلیه مادرانی بودند که زایمان طبیعی کرده و در هفته دوم بعد از زایمان (از روز هفتم تا چهاردهم) به مراکز بهداشتی درمانی کاشان مراجعه نموده بودند. به کلیه افراد جمعیت مورد مطالعه، آزمون افسردگی بک ارایه گردید و در صورتی که نمره این تست (۱۶-۱۱) یا افسردگی خفیف را نشان می داد، این افراد به صورت یک در میان در دو گروه مطالعه قرار میگرفتند. حجم نمونه در این پژوهش ۵۰ نفر بود که به صورت تصادفی ساده، ۲۵ نفر در گروه تجربی و ۲۵ نفر در گروه مقایسه قرار گرفتند. موارد حذف نمونه شامل سابقه افسردگی، مصرف داروهای آرام بخش، زایمان چند قلو و نداشتن تلفن برای تماس بود. با مراجعه به مراکز

364 دوره یازدهم، شماره پنجم، پی در پی 46، مرداد 1392

مجله دانشکده پرستاری و مامایی ارومیه